ذکر مخصوص آقا امام زمان در هر جمعه

صلوات

100 مرتبه

يا رئوف

100 مرتبه

يانور

267 مرتبه

السلام عليک يا ابا صالح المهدي ادرکني


114 مرتبه

  يادت رفته ؟  عضويت

اعضاي آنلاين :

جديدترين اعضا :

مهمان :
Unknown 66.249.0.0

 
 

عضویت



 
 

جستجو سایت


 


خبرنامه

براي عضويت ايميلتان را بنويسيد:




اطلاعات سایت

مهمان
38.107.179.218
نام کاربری:

رمز عبور:


آمار کاربران:
امروز: 0
ديروز: 0
اين ماه: 1
امسال: 1
مجموع کاربران: 4
کاربران جديد
کاربران حاضر در سايت:
  مهمانان: 12
66.249.0.0
38.107.0.0
38.107.0.0
38.107.0.0
38.107.0.0

  مجموع کاربران حاضر: 12
ساعت سرور:
Feb 22, 2012
07:22 pm IRST

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

شعر  - شنبه، 17 دي، 1390 - 59 - pfndesigen


فال خسته
 
با اشک مي زنم ورق اين فال خسته را
فالي دوا نمي شود اين سرشکسته را
خون از تمام چشم و دلم سيل مي شود
هر وقت که وا مي کنم اين زخم بسته را
اين نذر عاشقي است که ريزم به هر قدم
گلها به پاي آمدنت دسته دسته را
از بس نيامدي غزلم پير شد ببين!
رنگ سپيد روي غزلها نشسته را
بايد شبي نشست غزل عاشقانه چيد
اين واژهاي خالي از هم گسسته را
آقا تو را به جان غزلهاي منتظر
منت گذار جاده ي با اشک شسته را

سيد جعفر حسيني



بسم الله الرحمن الرحيم

درباره حضرت شعر  - دوشنبه، 21 آذر، 1390 - 117 - pfndesigen


 ادبيات فارسي غني ايران زمين سرشار از مضامين بسيار زيبايي پيرامون ائمّه اطهار و پيامبران عليهم السّلام گذشته الهي است. ذکر نام خجسته امام زمان (عج) هم در شعر فارسي، سابقه اي بس قديم دارد.
«اسدي طوسي» شاعر حماسه سراي معروف قرن پنجم هجري، در آغاز گرشاسب نامه ضمن اشاره به حکمت دين و لزوم دينداري، و تأکيد بر حقّانيت دين اسلام، ذکر فرخنده امام غائب، حضرت مهدي (عج) را اين چنين ادا کرده است:
جهان را نه بر بيهده کرده اند
تو را نز پي بازي آورده اند
ره دين بياب از خِرَد، چون سزاست
که گيتي بدين ايستادست راست
از اين پس نباشد پيمبر دگر
کند دين پيغمبري آشکار
بدارد جهان بر يکي دين پاک
بر آرد ز دجّال و خيلش هلاک
رسد زآسمان هر پيمبر فراز
شوند از پس مهدي اندر نماز
 



بسم الله الرحمن الرحيم

درباره حضرت شعر  - سه شنبه، 5 مهر، 1390 - 118 - pfndesigen


بر دل تيره‏ام اي چشمه خورشيد بتاب


دلبرا گر بنوازي‏ بنگاهي ‏ما را   خوشتر است‏ ار بدهي ‏منصب‏ شاهي ‏ما را


بمن بي‏سر و پا گوشه چشمي‏ بنما   که محال است جزاين گوشه پناهي ‏ما را


بر دل تيره‏ام اي چشمه خورشيد بتاب   نبود بدتر از اين روز سياهي ما را


از ازل در دل ما تخم محبّت کشتند   نبود بهتر از اين مهر گياهي ما را


گرچه از پيشگه خاطر عاطر دوريم   هم مگر ياد کند لطف تو گاهي ما را


با غم‏ عشق که کوهيست‏ گران بر دل ما   عجب ‏است ار نخرد دوست‏ بکاهي‏ ما را


نه ‏دل آشفته تر و شيفته‏تر از دل ماست   نه جز آن خاطر مجموع گواهي ‏ما را


مفتقر راه بمعموره حسن تو نبرد   بده اي پير خرابات تو راهي ما را

«کمپاني»



 




اخبار 6 (2 صفحه | در هر صفحه 3)


 
 

Nukelearn Tigris © 2009-2010 Nukelearn | در پيشگاهت نام از کسي بردن حرام است . طراحي و مديريت توسط خادمانت .