با آنکه مسئله مهدي منتظر چنان در ميان دانشمندان اهل سنت شهرت داشته، و موضوع به قدري مسلم بوده است که نمي بايد جاي ترديد براي کسي باقي گذارد.
مع الوصف جاي بسي تعجب و مايه کمال تأسف است که موضوعِ به اين روشني را برخي از متعصبان آنها مخدوش نموده اند و کساني مانند احمد امين و المهدي و المهدويه في الاسلام، و سعد محمد حسن در المهدويه في الاسلام، و فريد وجدي در دائرة المعارف خود مسلم وطنطاوي در تفسير الجواهر، و محمد عبداللّه عنان در مواقف حاسمه، و غير اينان، پس از گذشت چهارده قرن از اين واقعيت، تمام مطالب کتابهاي خود را ناديده گرفته، و مسئله مهدي را افسانه اي پنداشته اند که فقط شيعه معتقد به آن است!« اينک به گروهي ديگر از اين مخالفان مي پردازيم.
از گروههاي فعّال معاصر در حوزة مهدويت با ديدگاههاي ويژه
يكي از گروههايي كه در بيش از نيم قرن گذشته در بحثهاي مهدويت به نوعي در كانون توجه بودهاند انجمن حجتيه است. سابقة شکل گيري اين گروه به جريانهاي دهة1320 ش تا ميانههاي دهة30 در جامعة ايران برميگردد. در اين دوره، دو خطر عمده در حوزة دين پديد آمد:
نخست: حزب توده
اين گروه، مرام مارکسيسم را ميان جوانان نشر ميداد و متدينان، مليها و رژيم پهلوي همه با آن درگير بودند.
دوم: بهائيت
در اين بخش، فقط متدينان روي آن حساسيّت داشتند و پس از شهريور 1320ش متوجه نفوذ آن، در دستگاه اداري پهلوي شده، به مبارزه با آن پرداختند. طبعاً از نگاه متدينان، خطر بهائيان نه فقط کمتر از حزب توده نبود، بلکه پس از سرکوبي حزب توده در سالهاي 32ـ 36 جدّيتر هم شده بود.
برابر خطر دوم، عالمان و مراجع تقليد به مبارزاتي جدّي دست زدند.
قاديانيه يا احمديه مذهب جديدي است كه به ميرزا غلام احمدخان قادياني منسوب است. وي حدود سال 1255 ق(1839م) در قاديان، متولد شد. و سال 1908م، در گذشت. او كه مؤسس فرقة احمديه يا قاديانيه شمرده ميشود، اهل پنجاب پاكستان بود.
غلام احمد، حدود چهلسالگي كتاب مذهبي خود را كه «براهين احمديه» نام دارد منتشر كرد كه با استقبال مردم روبهرو شد. حدود پنجاه سالگي به دعوت بشارت خود پرداخت و ادعا كرد از جانب خدا به او وحي ميرسد و اجازه دارد بيعت بپذيرد. در ســال 1094م خــود را مسيح، مهدي موعود و تــاراكريشنا خواند.