أبومحمّد بن شاذان - که رحمت بر او باد - گفت: أبوعبداللّه بن حُسَيْن بن سَعدِ کاتب (رض) برايِ ما نقل کرد که:
أبومحمّد [يعني: إمامِ عسکري] - عليه السّلام - فرمود:
بَني أُمَيّه و بَني عبّاس به دو علّت شمشير بر ما نهاده اند:
يکي آنکه مي دانستند ايشان را در خلافت حقّي نيست و بيم داشته اند ما آن را اِدِّعا کنيم و در جايگاهِ أصلي اش قرار گيرد.
دوم آنکه ايشان از أخبارِ مُتَواتِر دانسته بودند که نابوديِ فرمانروائيِ جَبّاران و ظالمان بر دستِ قائِمِ ما است و شَک نداشتند که خود از جَبّاران و ظالمان اند. پس به قتلِ أهلِ بَيتِ رسولِ خدا - صلّي اللّه عليه و آله - و نابود ساختنِ نسلِ آن حضرت بکوشيدند و از اين طريق مي خواستند يا مانعِ تولّدِ قائِم - عليه السّلام - شوند و يا او را به قتل آورَند.
پس خداوند نپذيرفت که تا نورِ خود را - هرچند مُشرِکان خوش ندارَند - به تمامت نرسانده است، برايِ هيچيک از ايشان از کارِ خويش پرده برگيرد.
خضر بسياري از ما نام خضر را شنيده ايم; چهره اي كه سابقه چندين هزار ساله دارد، چهره اي كه با پيامبر خدا يعني حضرت موسي سفر دريايي داشت، چهره اي كه از بهترين ياران ذوالقرنين بوده است. خداوند به او عمر طولاني داد تا بر طولاني بودن عمر امام زمان دليل و برهاني قوي باشد. او را نگه داشت تا انيس و مونس تنهايي امام زمان ما در زمان غيبت باشد.
نام و نسب همانگونه كه تاريخ نويسان در نام حضرت خضر اختلاف دارند، در نسب او نيز اختلاف دارند. طريحي به نقل اين اقوال پرداخته مي نويسد: خضر صاحب موسي بفتح خاء و بكسر آن و سكون ضاد و فتح و يا كسر آن. وي فرزند ماعيد بن عيص بن اسحاق است. و برخي گفته اند: نامش ايليا فرزند ملكان بن قالع بن قالع بن ارفخشد بن سام بن نوح مي باشد. و در برخي شروح آمده كه نامش الياس بن ملكان بن ارفخشد بن سام بن نوح است. و گفته شده كه نامش ايليا بن عاميل بن شمالخين بن اريا بن علقما بن عيص بن اسحاق بن ابراهيم است. همچنين گفته اند نامش ارميا بن حلشا، و از اسباط هارون بوده است. ولي اصح آن است كه اهل سير نقل كرده و آنچه كه از پيامبر رسيده كه نامش بليا بن ملكان عامر بن ارفخشد بن سام بن نوح مي باشد. بنابراين نام اصلي وي خضر نبوده بلكه به خاطر صفاتي كه در او بوده است به خضر معروف شده است.
حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) پس از ظهور و پيش از قيام خطبهاي ايراد خواهد كرد. امام باقر (عليه السلام) فرمود:
قائم، آن هنگام]= ظهور[ در مكه است. پشت به بيتاللّه الحرام تكيه داده چنين ندا كند:
«اي مردم! ما از خدا ياري ميطلبيم و از مردمي كه دعوت ما را اجابت كنند. ما اهل بيت پيامبرتان، محمد هستيم و سزاوارترين مردم به خدا و به محمد (صلي الله عليه و آله و سلم)، هر كس در بارة آدم با من احتجاج كند، بايد بداند كه من نزديكترين كس به آدمم. هر كس دربارة نوح با من به گفتوگو برخيزد، بداند كه من سزاوارترين كس به نوحم. هر كس در بارة ابراهيم با من احتجاج كند، بداند كه شايستهترين مردمان به ابراهيمم. هر كس در مورد محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) با من محاجه نمايد، بداند كه من نزديكترين مردمان به محمدم. هر كس دربارة پيامبران بــا من گفتوگو كند، من سزاوارترين مردمان به پيامبرانم. آيا خداي تعالي در كتاب خويش نميفرمايد: